تبليغاتX
من اینجا چه می کنم؟ -
شهر من شهر جانيان رها شهر زندانيان بي بند است
شهر ديوانگان بي زنجير شهر دزدان آبرومند است
هركسي درصفوف اين مسجد سجده بر كعبه ي كسي دارد
شهر مرموز من زبانم لال صاحب اين همه خداوند است
تا به ارديبهشت بعضي ها چشم شور مسافران نرسد
خانه هاي دوكوچه پايين تر غرق در «ان يكاد»و اسفند است
خان اينجا فقط وضويش را خون انسان تازه مي خواهد
باز شكر خدا كه اين درويش به همين پنج وعده خرسند است
مردم از بس به خاطر بعضي درد را در كنايه پيچيدم
بعد از اين داد مي زنم اين شهر شهر دزدان آبرومند است
شاعر پاره هاي نان تا چند، چشم بر دست اين و آن تا چند
به قلم گو:بپوشد از من چشم ، به ورق گو:بشويد از من دست
+ نوشته شده توسط saman yazdani در Sun 11 May 2008 و ساعت 3:4 PM |

Up