اولین کسی که عاشقش میشی دلتو میشكنه و میره . دومین کسی رو که دوست داشته باشی و از تجربه قبلی استفاده کنی دلتو بدتر میشکنه و میزاره میره . بعدش میای دیگه هیچ چیز واست مهم نیست و از این به بعد میشی اون آدمی که هیچ وقت نبودی . دیگه دوست دارم واست رنگی نداره .. و اگه یه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو میشكنی که انتقام خودتو ازش بگیری و اون میره با یکی دیگه…..اینطوریه که دل همه آدما میشکنه و عشقی وجود نخواهد داشت.
دنيا دو روز است يک روز با تو يک روز بر عليه تو ........... روزي که با تو ست مغرور نشو .... روزي که بر عليه توست ما يوس نشو
ميدوني چرا خدا به همه دو تا دست , دو تا پا , دو تا چشم داده , اما فقط يکي دونه قلب داده؟ براي اين که بگردي , اون يکيش رو پيداکنی
هيچگاه نگذار در کوهپايه هاي عشق کسي دستت را بگيرد که احساس ميکني در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد
زندگي اجبار است مرگ اخطار است دوستي فقط يکبار است اما جدايي بسيار است
سلام،ميدوني رفيق؟ اگه حماقت وجود نداشت دانايي هم معني نداشت. اگه زشتي نبود زيبايي هم بي معني بود. ميبيني؟ دنيا به تو هم نياز داره
به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ، به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است
زمان! به من آموخت كه دست دادن معني رفاقت نيست.... بوسيدن قول ماندن نيست..... و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست
مي دوني بازي روزگار چيه؟؟ اين که تو چشم بذاري من قايم شم . بعد تو يکي ديگه رو پيدا کني
هواشناسي طي 24 ساعت گذشته اعلام کرد
:
.
.
.
اينجا يه نفر خيلي دلش هواتو کرده
دستتو مشت کن..... مشته؟
مشته مشته؟
حالا محکم بزن تو چشمت تا کور بشي دوريمو نبيني......!!!
ميدوني اگه تموم زنبوراي دنيا نيشت بزنن حقته چون تو خيلي گلي
ميدوني فرق لبخند تو با لبخند من چيه ؟ تو وقتي شادي ميخندي،من وقتي تو شادي ميخندم
چهار چيز است که نميتوان آنها را بازگرداند... سنگ ... پس از رها کردن! حرف ... پس از گفتن! موقعيت... پس از پايان يافتن! و زمان... پس از گذشتن!
ثمره عمر آدمي يک نفس است و آن نفس از براي يک همنفس است گر نفسي با نفسي هم نفس است آن يک نفس از براي عمري بس است
زندگي کتابي است پرماجرا ، هيچگاه آنرا به خاطر يک ورقش دور مينداز
آنگاه که زندگي همچون ترانه اي جاري مي گردد شاد بودن آسان است اما ارزش انسان زماني آشکار مي گردد که در شرايط آشفته نيز لبخند به لب دارد
انسان نقطه اي است بين دو بي نهايت . بي نهايت لجن و بي نهايت فرشته.
زندگي مثل يك پيانوست . همان چيزي را مي شنوي كه مي نوازي
دوست داشتن بهترين شکل مالکيت است و مالکيت بدترين شکل دوست داشتن.
شنا کردن در جهت جريان آب، از عهده ماهي مرده هم بر مي آيد
به هم رسيدن شروع است با هم ماندن پيشرفت است با هم كاركردن موفقيت است
عصبانيت انتقام اشتباهات ديگران را از خود گرفتن است
در واقع ما هرگز بزرگ نمي شويم. فقط ياد مي گيريم که در اجتماع چگونه رفتار کنيم
همه مي گويند عاشقي يک شب است و هزار شب پشيماني.اکنون هزار شب پشيمانم که چرا يک شب عاشق نبودم.
ويليام شکسپير ميگه: اون وقتي که فکر مي کني کسي نيست که حرف دلت رو بفهمه ، کسي هست که واسه ديدنت روز شماري مي کنه
بيهوده متاز ، مقصد خاك است
در اين دنياي نامردان که مردانش عصا از کور مي دزدند منم خوش باور نادان محبت آرزو کردم
مهرباني را در نگاه منتظر کودکي ديدم که آبنباتش را به دريا انداخت تا اب شيرين شود
آرام باش ،توكل كن،تفكر كن،آستين ها را بالا بزن آنگاه دستان خداوند را ميبيني كه زودتر از تو دست به كار شده اند.
خوب رويان جهان رحم ندارد دلشان بايد از جان گذرد هر كه شود همدمشان روزي كه سرشتند
ز گٍل پيكرشان سنگي اندر گٍلشان بود و همان شد دلشان
بازي روزگار را نمي فهمم! من تو را دوست مي دارم. تو ديگري را..... ديگري مرا..... و همه ما تنهاييم
وقتی با 1 انگشت به سمت کسی اشاره مي کنی و مسخرش ميکنی اگه خوب به دستت دقت کنی 3 تا انگشتت به سمت خودته
هرگاه احساس کردي که گناه کسي آنقدر بزرگ است که نميتواني او را ببخشي بدان که اشکال از کوچکي روح توست، نه از بزرگي گناه او
فرشته اي از سنگ پرسيد : چرا مانند خاک از خدا نمي خواهي که از تو انسان بسازد ؟ سنگ تبسمي کرد و گفت : هنوز آنقدر سخت نشده ام که مستحق چنين خواسته اي باشم
اون وقتي که فک مي کني کسي نيست که حرف دلت رو بفهمه ، کسي هست کسي هست که واسه ديدنت روز شماري مي کنه.
تو را براي وفاي تو دوست مي دارم
وگرنه دلبر پيمانه شکن فراوان است.
در عشق بسوزد كه سوزاند جگرم دوست دخترم مادر شدو من هنوزم پسرم
دوســت داشـــتن دل ميـــخواد نه دليـــل
مراقب گرماي دلت باش تا کاري که زمستان با زمين کرد زندگي با دلت نکند.
ديشب خواستم واسه دل خودم فال بگيرم وقتي فالنامه رو باز کردم چشمم به شعري افتاد که هيچ ربطي به دل من نداشت تازه فهميدم که دلم مال خودم نيست
نمي دانم چرا ما انسان ها عادت داريم آبي وسيع آسمان را رها كنيم و جذب آبي كوچك چشماني شويم كه عمقي ندارد با اينكه مي دانيم روزي بسته خواهد شد اما آسمان كي بسته خواهد شد
ژان يل توله : براستي که ابلهان انسانهاي خوشبختي هستند ، زيرا که هرگز پي به تنهايي خود نمي برند
اگر کسي مي گويد که براي تو مي ميرد دروغ ميگويد!!! حقيقت را کسي ميگويد که براي تو زندگي مي کند
رنگين كمان پاداش كسي است كه تا آخرين قطره زير باران مي ماند
چه خوش است حال مرغي که قفس نديده باشد
چه نکوتر آنکه مرغي ز قفس پريده باشد
پر و بال ما شکستند و در قفس گشودند
چه رها، چه بسته، مرغي که پرش بريده باشد
سه جمله ي زيبا : 1) اگر اولش به فکر آخرش نباشي آخرش به فکر اولش مي افتي . 2) لذتي که در فراغ هست در وصال نيست چون در فراغ شوق وصال هست و در وصال بيم فراغ . 3) آغاز کسي باش که پايان تو باشد
نه دل در دست محبوبي گرفتار نه سر در کوچه باغي بر سر دار از اين بيهوده گرديدن چه حاصل ؟
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی
انسان هاي بزرگ دو دل دارند. دلي که درد مي کشد و پنهان است، دلي که ميخندد و آشکار است
ادم ديوانه را بنگي بس است
خانه ي پر شيشه را سنگي بس است
ويليام شکسپير : چيزي که زن دارد و مرد را تسخير مي کند ، مهرباني اوست ، نه سيماي زيبايش